" PARI "

" PARI " (@pari_feyzi_27)

79 posts      3108 followings      3175 followers      106 tags

Stories

Highlights

قهرمان جام حذفی ❤💪🏻
#تبریک
#قهرمان
#جام_حذفی 
#پرسپولیس
#فوتبال

قهرمان جام حذفی ❤💪🏻  #تبریک  #قهرمان  #جام_حذفی  #پرسپولیس  #فوتبال

هیچی نمیشه در مورد خوبی تون گفت❤❤❤❤
تشکر برای تمام تلاش هاتون
خیلی مبارکتون باشه
❤💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻
#پرسپولیس
#قهرمان
#perspolisi 
#perspolis 
#champion

هیچی نمیشه در مورد خوبی تون گفت❤❤❤❤ تشکر برای تمام تلاش هاتون خیلی مبارکتون باشه ❤💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻  #پرسپولیس  #قهرمان  #perspolisi  #perspolis  #champion

چیزی که سمتِ چپِ سینه م میتیپه قلبم نیست...
تویی.....
که با هر ضربانت منو زنده نگه میداری❤
عشق به تو نه انکار شدنیه نه پایان یافتنی❤️
ما امسال برا به دست اوردن قهرمانی کم اذیت نشدیم
کم هیجان نداشتیم
ولی در اخر #ما_قهرمان_شدیم🏆
و حالا من در روزِ تولدِ بیست سالگیم بهترین کادوی تولدم رو از پرسپولیس گرفتم
"قهرمانی و هتریک"
این بهترین و با ارزش ترین هدیه برای من میتونه باشه❤️
پرسپولیسم ، تو تا ابد تو قلب من میمونی
ممنون از زحمتای تمام بازیکنا، کادر فنی، آقا برانکو❤️
و دم خودمون گرم که پرسپولیسی هستیم❤️
#پرسپولیسی_باش_و_پادشاهی_کن👑 
#پرسپولیس
#قهرمان
#پرسپولیس_زیباترین_عشق_جهان🔴 
#فوتبال
#لیگ_خلیج_فارس 
#لیگ_برتر

چیزی که سمتِ چپِ سینه م میتیپه قلبم نیست... تویی..... که با هر ضربانت منو زنده نگه میداری❤ عشق به تو نه انکار شدنیه نه پایان یافتنی❤️ ما امسال برا به دست اوردن قهرمانی کم اذیت نشدیم کم هیجان نداشتیم ولی در اخر  #ما_قهرمان_شدیم🏆 و حالا من در روزِ تولدِ بیست سالگیم بهترین کادوی تولدم رو از پرسپولیس گرفتم "قهرمانی و هتریک" این بهترین و با ارزش ترین هدیه برای من میتونه باشه❤️ پرسپولیسم ، تو تا ابد تو قلب من میمونی ممنون از زحمتای تمام بازیکنا، کادر فنی، آقا برانکو❤️ و دم خودمون گرم که پرسپولیسی هستیم❤️  #پرسپولیسی_باش_و_پادشاهی_کن👑  #پرسپولیس  #قهرمان  #پرسپولیس_زیباترین_عشق_جهان🔴  #فوتبال  #لیگ_خلیج_فارس  #لیگ_برتر

روی قلب من نوشته
رنگ قرمز رنگ عشقه
واسه تو جونمو میدم
پرسپولیس سرورِ عشقه❤
#پرسپولیس
#پرسپولیس_ایران 
#پرسپولیس_زیباترین_عشق_جهان🔴 
#قهرمان
#لیگ_خلیج_فارس 
#لیگ_برتر 
@perspolis 
@pari_feyzi_27

روی قلب من نوشته رنگ قرمز رنگ عشقه واسه تو جونمو میدم پرسپولیس سرورِ عشقه❤  #پرسپولیس  #پرسپولیس_ایران  #پرسپولیس_زیباترین_عشق_جهان🔴  #قهرمان  #لیگ_خلیج_فارس  #لیگ_برتر @perspolis @pari_feyzi_27

فهمیدم با خودم جنگیدن چیزی را تغییر نمی دهد...
اینكه بخواهی خودت را آزار بدهی؛
مسیر زندگی ات را عوض نمی كند..
باید یك چیزهایی را بپذیری؛
اینكه آدم ها می آیند كه بروند،
اینكه وجودِ هیچكس همیشگی نیست...
باید چشم هایت را باز كنی و البته به مشكلات پوزخند بزنی 
همه ی آدم ها كم می آورند 
مهم این است كه آن مرحله را خوب بُگذرانی
زندگی مثل یك بازی می ماند،
باید برایش بجنگی...
بشینی تماشایش كنی،
مطمئنن اگر بازنده نباشی
برنده هم نیستی!
اما ما نیامده ایم تماشاچیِ این قصه باشیم،
من... تو... ما...
آمده ایم كه این قصه را ببریم؛
آمده ایم برسیم به غولِ آخر!
اگر مقاومت می كنیم برای باورهایمان است،
اگر می جنگیم ، برای چیزهایی ست كه نمی خواهیم از دست بدهیم...
اما تا به كی..؟!
بالاخره خسته میشوی!
رفیق یك چیزهایی وقتی با چنگ و دندان نگه داشته شوند،
دیگر ارزشی ندارند؛
باید رهایشان كنی
رهااااااا... #یاسمن_مهدی_پور 
#متن
#نوشته
#کپشن
#دلنوشته

فهمیدم با خودم جنگیدن چیزی را تغییر نمی دهد... اینكه بخواهی خودت را آزار بدهی؛ مسیر زندگی ات را عوض نمی كند.. باید یك چیزهایی را بپذیری؛ اینكه آدم ها می آیند كه بروند، اینكه وجودِ هیچكس همیشگی نیست... باید چشم هایت را باز كنی و البته به مشكلات پوزخند بزنی همه ی آدم ها كم می آورند مهم این است كه آن مرحله را خوب بُگذرانی زندگی مثل یك بازی می ماند، باید برایش بجنگی... بشینی تماشایش كنی، مطمئنن اگر بازنده نباشی برنده هم نیستی! اما ما نیامده ایم تماشاچیِ این قصه باشیم، من... تو... ما... آمده ایم كه این قصه را ببریم؛ آمده ایم برسیم به غولِ آخر! اگر مقاومت می كنیم برای باورهایمان است، اگر می جنگیم ، برای چیزهایی ست كه نمی خواهیم از دست بدهیم... اما تا به كی..؟! بالاخره خسته میشوی! رفیق یك چیزهایی وقتی با چنگ و دندان نگه داشته شوند، دیگر ارزشی ندارند؛ باید رهایشان كنی رهااااااا...  #یاسمن_مهدی_پور  #متن  #نوشته  #کپشن  #دلنوشته

بـــــه امــــیــــدِ هــــتـــــریـــــکــــــِ قـــــهــــرمــــانـــــیـــــتـــــ در ســــالــــــِ جــــدیـــد❤🌷🏆🎖
#پرسپولیس
#پرسپولیسی
#پرسپولیس_من 
#پرسپولیس_تهران 
#پرسپولیس_زیباترین_عشق_جهان
#عاشق
#perspolisi 
#perspolis 
#persepolis
@perspolis 
@perspolis 
@perspolis

بـــــه امــــیــــدِ هــــتـــــریـــــکــــــِ قـــــهــــرمــــانـــــیـــــتـــــ در ســــالــــــِ جــــدیـــد❤🌷🏆🎖  #پرسپولیس  #پرسپولیسی  #پرسپولیس_من  #پرسپولیس_تهران  #پرسپولیس_زیباترین_عشق_جهان  #عاشق  #perspolisi  #perspolis  #persepolis @perspolis @perspolis @perspolis

دلتنگی همیشه برای یه آدم نیست
میشه دلتنگ خاطره ای بود
میشه دلتنگ چیز یا جایی بود که ظاهرا ازش دور شدی ، ولی  در حقیقت تو وجودت رشدش دادی و باخودت بزرگش کردی....
من دلتنگِ شهرم شدم
شهری که  جسمم توش به دنیا نیومد ، ولی یه روح جدید از من توش متولد شد
که سالهای نوجوَنی و ابتدای جَوونیم اونجا سپری شد
 که ۱۱  سال توش نفس کشیدم 
جایی که ازش بهترین و موندگار ترین رفقا(❤️) رو پیدا کردم و خاطره ش  موند
بعد از یک سال و نیم دوری ،  دلم بدجور تنگ شده براش....
دلم برا این شهر و آدماش تنگ شده💔💔😔
.
.
.
#کرج
#شهر
#البرز
#شهر_کرج
#دلتنگ
#دلتنگی
#دلتنگ_شدن
#دلنوشته_های_من 
#دلنوشته_های_پری

دلتنگی همیشه برای یه آدم نیست میشه دلتنگ خاطره ای بود میشه دلتنگ چیز یا جایی بود که ظاهرا ازش دور شدی ، ولی در حقیقت تو وجودت رشدش دادی و باخودت بزرگش کردی.... من دلتنگِ شهرم شدم شهری که جسمم توش به دنیا نیومد ، ولی یه روح جدید از من توش متولد شد که سالهای نوجوَنی و ابتدای جَوونیم اونجا سپری شد که ۱۱ سال توش نفس کشیدم جایی که ازش بهترین و موندگار ترین رفقا(❤️) رو پیدا کردم و خاطره ش موند بعد از یک سال و نیم دوری ، دلم بدجور تنگ شده براش.... دلم برا این شهر و آدماش تنگ شده💔💔😔 . . .  #کرج  #شهر  #البرز  #شهر_کرج  #دلتنگ  #دلتنگی  #دلتنگ_شدن  #دلنوشته_های_من  #دلنوشته_های_پری

با تو احساسِ غرور و سربلندی میکنیم💪🏻
مرسی که این حس رو تو وجود ما زنده کردی و نگه داشتی❤❤❤
مرسی که تیممون رو بالا نگه داشتی❤❤❤
مرسی که همیشه حالمونو خوب کردی❤❤❤
ما هوارارا بت مدیونیم❤❤❤
تولدت خیلی مبارک بهترین سرمربی😍❤❤🎉
#برانکو #برانکو_ایوانکوویچ #سرمربی#پرسپولیس#هوادار
#brankoivankovic #perspolis

با تو احساسِ غرور و سربلندی میکنیم💪🏻 مرسی که این حس رو تو وجود ما زنده کردی و نگه داشتی❤❤❤ مرسی که تیممون رو بالا نگه داشتی❤❤❤ مرسی که همیشه حالمونو خوب کردی❤❤❤ ما هوارارا بت مدیونیم❤❤❤ تولدت خیلی مبارک بهترین سرمربی😍❤❤🎉  #برانکو  #برانکو_ایوانکوویچ  #سرمربی #پرسپولیس #هوادار  #brankoivankovic  #perspolis

باور کن هیچکی مثل "تنهایی" نمیتونه کمکت کنه
وقتی تنها باشی چیزایی رو داری که با بودن درکنار بقیه نداری
آرامشی داری که کسی ازت نمیگیرتش
حالی داری که هیچکی نمیتونه به همش بریزه
اضافه های اطرافت‌ رو دور میریزی
عمیق تر فکر میکنی
بزرگتر تصمیم‌ میگیری
یاد میگیری قوی و متکی به خودت باشی💪
میتونی خودت و شخصیتت  رو به خودت ثابت کنی
"تنها" بودن رشدت میده
بزرگت میکنه
خیلی وقتا بزرگترین کمکی که میتونی درحق خودت بکنی همینه که خودت از جهان بیرونی جدا کنی، ارتباطت رو باهاش قطع کنی و تنها شی.
تا یاد بگیری چیزایی رو که قبلش نمیدونستی.....
یه وقتایی تنهایی بدجور برا آدم‌ لازمه❤
.
.
.
#دلنوشته_های_من
#دلنوشته_های_پری
 #تنها
#تنهایی
#تنها_باش_چون_واست_مفیده 
#زندگی

باور کن هیچکی مثل "تنهایی" نمیتونه کمکت کنه وقتی تنها باشی چیزایی رو داری که با بودن درکنار بقیه نداری آرامشی داری که کسی ازت نمیگیرتش حالی داری که هیچکی نمیتونه به همش بریزه اضافه های اطرافت‌ رو دور میریزی عمیق تر فکر میکنی بزرگتر تصمیم‌ میگیری یاد میگیری قوی و متکی به خودت باشی💪 میتونی خودت و شخصیتت رو به خودت ثابت کنی "تنها" بودن رشدت میده بزرگت میکنه خیلی وقتا بزرگترین کمکی که میتونی درحق خودت بکنی همینه که خودت از جهان بیرونی جدا کنی، ارتباطت رو باهاش قطع کنی و تنها شی. تا یاد بگیری چیزایی رو که قبلش نمیدونستی..... یه وقتایی تنهایی بدجور برا آدم‌ لازمه❤ . . .  #دلنوشته_های_من  #دلنوشته_های_پری  #تنها  #تنهایی  #تنها_باش_چون_واست_مفیده  #زندگی

چه خوبه که تو قلبم دارَمِت❤️⚽️🏆
#پرسپولیس #عشق #فوتبال 
#persepolis #team #football #❤️

چه خوبه که تو قلبم دارَمِت❤️⚽️🏆  #پرسپولیس  #عشق  #فوتبال  #persepolis  #team  #football  #❤️

کلاه سوییشرت خاکستری رنگش را روی سرش کشید. 
قدمهایش را تند تر کرد و  با عجله از بین جمعیت  توی خیابان رد میشد ، حتی دوسه بار هم به مردم تنه زد  و صدایشان را بلند کرد که میگفتند : دختر ! حواست کجاس؟؟
یا از روی بی حواسی اش، راننده ماشینی که نزدیک بود با او تصادف کند و او را با لفظ: خانم مگه جلوتو نمیبینی؟، خطاب کرد..... خانم ! دختر ! چه قدر این واژه ها برایش نا آشنا و نامانوس بودند
و چه قدر با شنیدنشان روحش میسوخت
انگار چیزی  توی دلش  هربار از جا برمیخاست ولی باز دوباره مینشست 
با ورود این افکارِ سیاه توی مغزش ، دوباره شتابی گرفت و سرعتش بالاتر از قبل رفت. 
دستش به طرف سیم هندزفریش رفت و توی هر دو گوشش گذاشت ،  آهنگی را با صدای بلند  پخش کرد . برایش مهم نبود آهنگ از چه خواننده و به چه زبانی باشد.
 مهم صدای بلندش بود که باعث میشد دیگر صدای آدمها و همهمه ی بیرون به گوشش نرسد
آنقدر تند و شتابزده آسفالتِ  خیابان را طی میکرد که نفسش بند آمده بود. دلش یک قلپ آب خوردن میخواست که همه ی این تلخی های درونش را بشورد و ببرد.
 گوشه ای از پیاده رو روی پله ی ساختمانی نشست، در حالی که نفس نفس میزد، کلافه دستی داخل موهای کوتاهِ پسرانه اش کشید، 
خم شد و بندهای کتانی اش را سفت کرد
چند لحظه بعد مجدد کلاه سوییشرتش را محکم به جلو کشاند ،
 گامهایش را با قدرت پیش گذاشت و رفتن را مثل قبل ادامه داد
تند
تند 
تند

اما هیچکس نمیدانست که او از خودش فرار میکرد 
از "خود"ی که جایی اشتباه قرار گرفته بود
از خودِ نمادینی که نزدیک به بیست سال است که همراهش بود اما هیچ لحظه ای با آن رفیق نشده بود

هیچ کدام از آن مرد و زنهای توی خیابانی که او از آن  داشت  عبور میکرد ، نمیشناختنش.
او خودش هم حتی با خودش غریبه بود
با جسمی که عمری نتوانسته بود قبولش کند
با روحی که سالیان سال گرفتار قید و بندهای جسمانی  شده بود و فرصت به بروز خود نمیدید
و ذهنی که جدالی از این دو را همزمان در خود جای داده بود !!......
هیچکس جز خودش نمیدانست دردِ این تضاد برایش چه قدر شکنجه گر است 
همه جز خودش از این درک که او مال این جسم نیست ، عاجز بودند
 با یادآوری این احساساتی که روی قلبش آوار شدند ، سرش را بالا‌گرفت و نگاهی به مسیر جلوی  رویش انداخت
مسیری که حالا حالاها باید طی اش میکرد .
با جسمی که متعلق به او نبود......
@pari_f_25
@pari_f_25
@pari_f_25
#ترنس#ترنس_اف_تو_ام #ترنسها#ترنسکشوال#دلنوشته #دلنوشته_های_من #دلنوشته_های_پری #زندگی#دختر#پسر

کلاه سوییشرت خاکستری رنگش را روی سرش کشید. قدمهایش را تند تر کرد و با عجله از بین جمعیت توی خیابان رد میشد ، حتی دوسه بار هم به مردم تنه زد و صدایشان را بلند کرد که میگفتند : دختر ! حواست کجاس؟؟ یا از روی بی حواسی اش، راننده ماشینی که نزدیک بود با او تصادف کند و او را با لفظ: خانم مگه جلوتو نمیبینی؟، خطاب کرد..... خانم ! دختر ! چه قدر این واژه ها برایش نا آشنا و نامانوس بودند و چه قدر با شنیدنشان روحش میسوخت انگار چیزی توی دلش هربار از جا برمیخاست ولی باز دوباره مینشست با ورود این افکارِ سیاه توی مغزش ، دوباره شتابی گرفت و سرعتش بالاتر از قبل رفت. دستش به طرف سیم هندزفریش رفت و توی هر دو گوشش گذاشت ، آهنگی را با صدای بلند پخش کرد . برایش مهم نبود آهنگ از چه خواننده و به چه زبانی باشد. مهم صدای بلندش بود که باعث میشد دیگر صدای آدمها و همهمه ی بیرون به گوشش نرسد آنقدر تند و شتابزده آسفالتِ خیابان را طی میکرد که نفسش بند آمده بود. دلش یک قلپ آب خوردن میخواست که همه ی این تلخی های درونش را بشورد و ببرد. گوشه ای از پیاده رو روی پله ی ساختمانی نشست، در حالی که نفس نفس میزد، کلافه دستی داخل موهای کوتاهِ پسرانه اش کشید، خم شد و بندهای کتانی اش را سفت کرد چند لحظه بعد مجدد کلاه سوییشرتش را محکم به جلو کشاند ، گامهایش را با قدرت پیش گذاشت و رفتن را مثل قبل ادامه داد تند تند تند اما هیچکس نمیدانست که او از خودش فرار میکرد از "خود"ی که جایی اشتباه قرار گرفته بود از خودِ نمادینی که نزدیک به بیست سال است که همراهش بود اما هیچ لحظه ای با آن رفیق نشده بود هیچ کدام از آن مرد و زنهای توی خیابانی که او از آن داشت عبور میکرد ، نمیشناختنش. او خودش هم حتی با خودش غریبه بود با جسمی که عمری نتوانسته بود قبولش کند با روحی که سالیان سال گرفتار قید و بندهای جسمانی شده بود و فرصت به بروز خود نمیدید و ذهنی که جدالی از این دو را همزمان در خود جای داده بود !!...... هیچکس جز خودش نمیدانست دردِ این تضاد برایش چه قدر شکنجه گر است همه جز خودش از این درک که او مال این جسم نیست ، عاجز بودند با یادآوری این احساساتی که روی قلبش آوار شدند ، سرش را بالا‌گرفت و نگاهی به مسیر جلوی رویش انداخت مسیری که حالا حالاها باید طی اش میکرد . با جسمی که متعلق به او نبود...... @pari_f_25 @pari_f_25 @pari_f_25  #ترنس #ترنس_اف_تو_ام  #ترنسها #ترنسکشوال #دلنوشته  #دلنوشته_های_من  #دلنوشته_های_پری  #زندگی #دختر #پسر

روزهای عجیبی‌ است
 در حجمِ بی‌ انتهایِ تنهایی‌‌هایم ، می‌خواهم هنوز تنهاتر از این باشم 
کسی‌ که در من رخنه کرده ، باید مرا ترک کند ، 
تا با خیال راحت بنشینم پشت پنجره
 و در سکوت خیابان را ببینم و به هیچ چیزی فکر نکنم. به هیچ چیز جز اتفاق‌هایی‌ که قرار نیست بیفتند 
#نیکی_فیروزکوهی

روزهای عجیبی‌ است در حجمِ بی‌ انتهایِ تنهایی‌‌هایم ، می‌خواهم هنوز تنهاتر از این باشم کسی‌ که در من رخنه کرده ، باید مرا ترک کند ، تا با خیال راحت بنشینم پشت پنجره و در سکوت خیابان را ببینم و به هیچ چیزی فکر نکنم. به هیچ چیز جز اتفاق‌هایی‌ که قرار نیست بیفتند  #نیکی_فیروزکوهی

همون قدر مثل یه مسیر  طولانی و شاید اشتباه میمونه "عاشق شدن"
مثل اشتباه رفتن جاده ای که بعد از چند کیلومتر رفتن و وسط راه متوجه شدن و طول کشیدن تا پیدا کردن اولین خروجی و بیرون اومدن از این‌ مسیر درازی که از روی "ناآگاهی" فَرمونِش به سمتش کشیده شده بود..... مثل "بلد نبودن" آدرسی که تا به حال نرفته و بدون هیچ شناخت از راهش به رفتنتش دیقه ها ادامه میده و ادامه میده و  دور خودش میچرخه و نمیرسه

مثل  لحظه ی ورق زدن صفحه  کتاب و بی هوا برخورد کردن برگِ کاغذ با پوست و بریدگی و سوزشِ بعدش

یا مثلا  گم کردن وسیله ای که براش با ارزش بوده و همیشه  مواظبش... شایدم مثل ده تا اشتباه‌ دیگه ای که تا حالا  از سر "بی دقتی "  و" ندونستن" هاش انجام داده و  نشه تک تکش رو اسم برد

اشتباه نه که به معنی "اِرادیش"
نه که خطا و غلط
نه که‌دونستن و نکردن
که  غیر ارادیه
 این دچار شدن ، از " بی آگاهی، " بی اطلاعی، " ناشی،
"کم‌ یا بی تجربگیه"
عاشق شدن از این جنسه👆

عاشقی بلدی نمیخواد
دلیل نمیخواد
منطق و قاعده نداره
از قبل خبرش نمیکنه
زنگ و صدا نداره
تاریخ و زمان معین نداره
حجم نداره
عشق حتی توضیح هم نداره

باید توی خودش نگهش داره
مثل یه‌ راز که درونش متولد شده، بذاره رشد کنه و قد بکشه
حرکت کنه تو لایه به لایه ی ریشه ی جونش
بتَپِه هر ثانیه  تو  قلبش 
نقش ببنده تو تار و پود روحش
و این "یکی شدن" با عشق چه قدر براش شیرین و عمیقه
عمقی که  ابتدا و انتهاش به روش  پوشیده س
و نجوایی که هر لحظه تو گوشش ،  به طِی کردن راهش برای ادامه این عمق ،  تشویقش میکنه.........
.
.
 #دلنوشته #دلنوشته_های_من #دلنوشته_های_پری
#عشق#عاشق
@pari_f_25
@pari_f_25
@pari_f_25
@pari_f_25

همون قدر مثل یه مسیر طولانی و شاید اشتباه میمونه "عاشق شدن" مثل اشتباه رفتن جاده ای که بعد از چند کیلومتر رفتن و وسط راه متوجه شدن و طول کشیدن تا پیدا کردن اولین خروجی و بیرون اومدن از این‌ مسیر درازی که از روی "ناآگاهی" فَرمونِش به سمتش کشیده شده بود..... مثل "بلد نبودن" آدرسی که تا به حال نرفته و بدون هیچ شناخت از راهش به رفتنتش دیقه ها ادامه میده و ادامه میده و دور خودش میچرخه و نمیرسه مثل لحظه ی ورق زدن صفحه کتاب و بی هوا برخورد کردن برگِ کاغذ با پوست و بریدگی و سوزشِ بعدش یا مثلا گم کردن وسیله ای که براش با ارزش بوده و همیشه مواظبش... شایدم مثل ده تا اشتباه‌ دیگه ای که تا حالا از سر "بی دقتی " و" ندونستن" هاش انجام داده و نشه تک تکش رو اسم برد اشتباه نه که به معنی "اِرادیش" نه که خطا و غلط نه که‌دونستن و نکردن که غیر ارادیه این دچار شدن ، از " بی آگاهی، " بی اطلاعی، " ناشی، "کم‌ یا بی تجربگیه" عاشق شدن از این جنسه👆 عاشقی بلدی نمیخواد دلیل نمیخواد منطق و قاعده نداره از قبل خبرش نمیکنه زنگ و صدا نداره تاریخ و زمان معین نداره حجم نداره عشق حتی توضیح هم نداره باید توی خودش نگهش داره مثل یه‌ راز که درونش متولد شده، بذاره رشد کنه و قد بکشه حرکت کنه تو لایه به لایه ی ریشه ی جونش بتَپِه هر ثانیه تو قلبش نقش ببنده تو تار و پود روحش و این "یکی شدن" با عشق چه قدر براش شیرین و عمیقه عمقی که ابتدا و انتهاش به روش پوشیده س و نجوایی که هر لحظه تو گوشش ، به طِی کردن راهش برای ادامه این عمق ، تشویقش میکنه......... . .  #دلنوشته  #دلنوشته_های_من  #دلنوشته_های_پری  #عشق #عاشق @pari_f_25 @pari_f_25 @pari_f_25 @pari_f_25

‌
اندوه‌ها در من شعله ور است و
ابرها در من در حال بارش
نیمی آتشم...
نیمی باران...
اما بارانم ، 
آتشم را 
خاموش نمی کند !!! #رسول_يونان

‌ اندوه‌ها در من شعله ور است و ابرها در من در حال بارش نیمی آتشم... نیمی باران... اما بارانم ، آتشم را خاموش نمی کند !!!  #رسول_يونان

آدم دلش هوس می کند یک روزهایی را در هوایِ بی خیالیِ مطلق سِیر کند .
هیچ موضوعی نداشته باشد ، برایِ فکر کردن .
از همان اولش ، شال و کلاه کند ، 
یک سمتِ خیابان را بگیرد و فقط برود
آن قدر که از تمامِ دنیا و غصه هایِ تحمیلی اش دور شود
یک روزهایی ،
 آدم دلش فقط یک خیابانِ طولانی می خواهد 
یک موسیقیِ سنتی و اصیلِ ایرانی
و یکی ، دو فنجان ، فراموشی ... #نرگس_صرافیان_طوفان‌
#دلنوشته

آدم دلش هوس می کند یک روزهایی را در هوایِ بی خیالیِ مطلق سِیر کند . هیچ موضوعی نداشته باشد ، برایِ فکر کردن . از همان اولش ، شال و کلاه کند ، یک سمتِ خیابان را بگیرد و فقط برود آن قدر که از تمامِ دنیا و غصه هایِ تحمیلی اش دور شود یک روزهایی ، آدم دلش فقط یک خیابانِ طولانی می خواهد یک موسیقیِ سنتی و اصیلِ ایرانی و یکی ، دو فنجان ، فراموشی ...  #نرگس_صرافیان_طوفان‌  #دلنوشته

پنجمین قاعده از چهل قاعده ی عشقِ شمس تبریزی :
کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد.
عقل محتاط است. ترسان و لرزان گام برمیدارد. با خودش می گوید:مراقب باش آسیبی نبینی. اما مگر عشق اینطور است؟تنها چیزی که عشق می گوید این
است:خودت را رها کن،بگذار برود!
عقل به آسانی خراب نمیشود. عشق
اما خودش را ویران می کند. گنج ها و
خزانه ها هم در میان ویرانه ها یافت
میشود،پس هرچه هست در دل خراب است!

ملت عشق/الیف شافاک
#ملت_عشق 
#شمس_تبریزی 
#مولانا
#شمس_و_مولانا

پنجمین قاعده از چهل قاعده ی عشقِ شمس تبریزی : کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل محتاط است. ترسان و لرزان گام برمیدارد. با خودش می گوید:مراقب باش آسیبی نبینی. اما مگر عشق اینطور است؟تنها چیزی که عشق می گوید این است:خودت را رها کن،بگذار برود! عقل به آسانی خراب نمیشود. عشق اما خودش را ویران می کند. گنج ها و خزانه ها هم در میان ویرانه ها یافت میشود،پس هرچه هست در دل خراب است! ملت عشق/الیف شافاک  #ملت_عشق  #شمس_تبریزی  #مولانا  #شمس_و_مولانا

دلتنگی حس عجیبیه
هم گرمه هم سرد
اون قدر عجیب که گاهی وقتا خودت نمیفهمی به سراغت اومده و درگیرت کرده.
دلتنگِ کسی شدن ینی هم داریش هم نداریش
هم  دلت میخادش هم میدونی نمیتونی.....
برا همینه که میگم‌هم گرمه هم‌سرد
دلتنگ شدن باعث میشه غریب شی
هم با دنیای بیرون از خودت
و هم دنیای درونیت

دلتنگی رو نمیشه نمایانش کرد
نمیشه به تصویر کشیدش
ولی درونت وجود داره
باهات‌ قدم میاد،میشینه، میخونه، گوش میده، بیدار میشه، میخوابه......
اونقدری همراهت میاد که نمیشه از داخلت بیرونش کنی
میپیچه دورِ ذره ذره ی تن و روحت و محکم در بر میگیرتش.....💔 دلتنگی غیر ارادیه
نمیتونی روش کنترل و نظارت داشته باشی
نمیتونی حَدش رو میزون کنی
میبینی که خودش تا کیِ و کجاها میبرتت 
دل که "تنگ" بشه ، کار "سخت" میشه
......
.
.
#دلنوشته
#دلنوشته_های_من 
#دلنوشته_های_پری 
#دلنوشت
#نوشتن
#متن
#زندگی
#عشق
#عاشق
#اندوه
#دلتنگ
#دلتنگی
#تنهایی
#حرف
#حرف_دل
#درددل
#احساس
#احساسات

دلتنگی حس عجیبیه هم گرمه هم سرد اون قدر عجیب که گاهی وقتا خودت نمیفهمی به سراغت اومده و درگیرت کرده. دلتنگِ کسی شدن ینی هم داریش هم نداریش هم دلت میخادش هم میدونی نمیتونی..... برا همینه که میگم‌هم گرمه هم‌سرد دلتنگ شدن باعث میشه غریب شی هم با دنیای بیرون از خودت و هم دنیای درونیت دلتنگی رو نمیشه نمایانش کرد نمیشه به تصویر کشیدش ولی درونت وجود داره باهات‌ قدم میاد،میشینه، میخونه، گوش میده، بیدار میشه، میخوابه...... اونقدری همراهت میاد که نمیشه از داخلت بیرونش کنی میپیچه دورِ ذره ذره ی تن و روحت و محکم در بر میگیرتش.....💔 دلتنگی غیر ارادیه نمیتونی روش کنترل و نظارت داشته باشی نمیتونی حَدش رو میزون کنی میبینی که خودش تا کیِ و کجاها میبرتت دل که "تنگ" بشه ، کار "سخت" میشه ...... . .  #دلنوشته  #دلنوشته_های_من  #دلنوشته_های_پری  #دلنوشت  #نوشتن  #متن  #زندگی  #عشق  #عاشق  #اندوه  #دلتنگ  #دلتنگی  #تنهایی  #حرف  #حرف_دل  #درددل  #احساس  #احساسات

©Instagimg | Best Instagram online viewer
About - Privacy Policy - Terms of Service - FAQ
This site uses the Instagram API but is not endorsed or certified by Instagram. All Instagram™ logos and trademarks displayed on this applicatioin are property of Instagram.